پنج شنبه , ۱۹ مرداد ۱۳۹۶

بازار یابی هنر است یا علم؟

 شاید شما هم از آن جمله افرادی باشید که براین باور هستند که بازاریابی نوعی هنر است. برعکس برخی معتقدند که بازاریابی علم است و روش ها و مبانی مخصوص به خود را دارد. بسیاری نیز حد میانه را گرفته اند. به این معنا که بازار یابی هم نوعی علم است وهم هنر! می توان گفت بازاریابی از سویی با خلاقیت ، تشویق و تغییر برای رسیدن به نتایج بهتر در ارتباط است و از سویی نیاز به سنجش مداوم و تحلیل دارد ; دو واژه ای که همبستگی زیادی با دنیای علم دارند.

پس بازاریابی چیست ؟

 بازار یابی به عنوان هنر :

یکی از جنبه های مهم بازاریابی فهم رفتار آدمی است. هنگامی که پرسوناهای فروش را ایجاد می کنیم ، باید تمامی ویژگی ها یی که باعث می شود افراد جذب شده و هیجان زده گردند را در نظر بگیریم.  نتیجه یک کاریکاتور با مزه نیست بلکه یک انسان حقیقی است. که شاید همه ما در ذهن خود داریم. این نوع از خلاقیت ارتباطی به دانش و علم ندارد . در نتیجه بهتر است برای تجزیه و تحلیل رو به علم بیاوریم. هنگامی که خریدار تعریف و مشخص میگردد ،شرکت ها تمامی تلاش خود را متمرکز بر ایجاد کمپین هایی می کنند تا به مخاطبین هدف خود دست یابند. این کمپین ها از حق کپی و طراحی استفاده می کنند که دو فاکتور مهم هنری هستند. هنگامی که کمپین ها معرفی می شوند با توجه به نیاز عموم و سلیقه ی آنها نیز تغییر می کنند. این انعطاف پذیری چیزی است که در علوم جایی ندارد. بنابراین می توان بازاریابی را تا حدی هنر دانست !

 بازاریابی به عنوان  علم :

اگرچه خلاقیت نقش بزرگی را در بازاریابی برعهده دارد ، اما چگونگی رسیدن به نتیجه مطلوب ، روش خاص خود را دارد. مطالعه ی تمایلات مردم در استفاده از کالاها و خدمات تنها راه ایجاد یک پرسونای فروش مناسب است.پس از سنجش، پرسونا  ، ممکن است ارتقا یافته یا بخش هایی از آن حذف گردد. بدون داده های آزمایشی اعمال این تغییرات ممکن نیست. به عنوان بازاریاب ما اغلب از آزمون A/B برای سنجش تغییرات استفاده می کنیم. این تغیرات به نویسندگان و طراحانی که تولید محتوا می کنند ، پیشنهاد داده می شود که هنر و توان مندی خلق کمپین های جدیدی را دارند. بدون این داده ها نمی توانیم کمپین های خود را ارتقا بخشیم.

رسیدن به نقطه ی تعادل :

 همانطور که می بینید میانه رو بودن جواب ماست. در واقع بازاریابی هم علم است وهم هنر. بسیاری از جنبه های بازاریابی قابل اندازه گیری نیست و نیازمند استعداد خاصی برای اجراست. اما پیش بینی اینکه یک نیاز چرا و چه هنگام به وجود می آید ، برعهده علم است . در حالیکه خلق همان نیاز برعهده هنر است! توسعه ی برندینگ نیاز به خلاقیت و حساسیت هنری دارد، اما سنجش و تعیین کارایی و کارآمدی یک برند تحت لوای علم است. این دوبخش باهمکاری یک دیگر است که بدنه ی بازاریابی را زنده و پویا نگه می دارند. امیدواریم از مقاله ی این هفته ی ما استفاده کافی را برده باشید.

درباره ی محمد رجبی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + سیزده =